دروغ
هر کی میگه عاشق و بی قرارتم دروغه
هر لحظه با گریه در انتظارتم دروغه
هر کی میگه رفیقتم دشمن جونه
پیمونة محبتش ساغر خونه
هر کی میگه اسیر اون نگاهتم دروغه
تو لحظه ها خستگی پناهتم دروغه
هر کی برای گریه شونهاش پناهه
رُخش چو روز روشن و دلش سیاهه
رنج پیاپی مکش ای مهربون
مست دقایق مشو ای بی نشون
قدر دلِ غم زده ات را بدون
دست ارادت مده با هر کسی
عطر گُل یاس ندارد خصی
آخر قصّه به کجا می رسی
پردة جان کاه ظلمت را بسوزان
ای دلِ من شعلة آهت کجاست
جانم از تیرگیها برلب آمد
آسمانِ عُمر من ماهت کجاست



